زندگی من و بابازندگی من و بابا، تا این لحظه: 17 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره
محمد منمحمد من، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

نگفته هایی در من، برای تو

نامه سی و ششم

1391/10/25 9:14
نویسنده : الی
191 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دل مامان

دوباره خواب دیدم  اومدم برات تعریف کنم

صبح شهادت امام رضا خواب دیدم مشهدیم..... تو یه خونه  با بابات و مامانی و بابایی ... یه همسایه مشهدی داشتیم که یه نی نی کوچولو همسن امیرعلی عمه داشت... فرستاده بودش بالا پیش ما تا سرگرمش کنیم مامانش بره جایی و برگرده.... ولی دیگه نیومد دنبالش... دو روز پیش من بود و وابسته من شده بود... مامانش رو پیداش نمیکردم رفتم دم خونشون نبود.... دم یه مسجد یا یه حسینیه بود که پیداش کردم ... داشت میرفت جلسه .... دیدم یه دختر بزرگ هم داره که همراشه... صداش کردم .. با یه قیافه طلبکارانه برگشت سمتم و بهم گفت  چیه میخوای بچه رو پس بدی و رفت.... انگار نه انگار که بچه اون بود و دو روزه پیش منه... منم بهش گفتم  خانم یه لحظه بیا کارت دارم  دوباره اومد.... بهش گفتم خانم من بچه دار نمیشم .... یهو داد زد و گفت چیه میخوای 100 تومن بدی و بچه رو واسه خودت برداری؟؟؟ منم بهت زده نگاهش کردم و گفتم نه  فقط میخواستم بهت بگم که این بچه نیاز به محبت داره چرا این رفتار رو باهاش میکنی... اونم جواب نداد و رفت....................................

منم پیش خودم گفتم این لیاقت نداره بچه رو داشته باشه ... خودم میبرمش خونه و میشه بچه خودم...

فرداش ساعت هفت و نیم صبح بود  رو کردم به بابام و گفتم شما برید حرم  الان حرم خیلی خلوته ... من که با این بچه نمیتونم بیام ... اونا هم رفتن

عصر میخواستیم برگردیم ... منم بچه رو برداشتم و همراه خودم اوردم  ... سوار اتوبوس شدیم تا برسیم به راه اهن.. وقتی از اتوبوس پیاده شدم و یه مقدار هم راه رفتم دیدم بچه همراهم نیست...  برگشتم ولی اتوبوس نبود... از یه پیرمرد باغبون پرسیدم اتوبوس کجا رفت ... بچه چی شد؟؟ اونم گفت بچه رو دیدم ... مامورای بهزیستی اومدن بردنش ... گفتم میرم پسش میگیرم .... اما پیرمرد گفت تا ساعت 5 عصر فردا پست نمیدن

منم دیگه امونم برید ............ تا میتونستم گریه کردم ... دلم برای بچه تنگ شده بود

مامانی به بابایی گفت  بیا ما بریم  ... الی تا بچه رو نگیره از مشهد نمیاد.......

بیــــــــــــــــــدار شدم

**************************************************

دل نوشت 1:  دلم برای اما رضا تنگ شده

دل نوشت 2: این خواب خیلی فکرم رو مشغول کرده

عشق نوشت:   عزیزکم دلم میخوادت ... بیا پیش مامان

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)